• پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت آیت‌الله امامی کاشانی. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت عالم بزرگوار مرحوم آیت‌الله آقای حاج شیخ محمد امامی کاشانی رحمت‌الله‌علیه را تسلیت گفتند.

  • سرمشق ؛ به فکر یاران

    سید عباس موسوی قوچانی یکی از شاگردان آقا در سلول کناری ایشان زندانی بود. او را به طور وحشیانه و بی‌سابقه شکنجه می‌کردند. آقا می‌گوید: «با هر ناله‌ای که می‌کرد، دلم آتش می‌گرفت. تنها تسلای خاطر موسوی بعد از برگشتن از اتاق شکنجه، آیاتی از قرآن بود که برایش تلاوت می‌کردم. او به خاطر زخم‌های شکنجه روی زمین به صورت نشسته می‌خزید. بعدا که او را به سلول‌های مقابل بردند و از هم دور شدیم بعد از دستشویی رفتن، به‌ بهانه‌ی تیمم خودش را به سلول من نزدیک می‌کرد و با آهنگی شبیه دعا خواندن به زبان عربی با هم صحبت می‌کردیم. سعی می‌کردم با سخنانم روحیه‌اش را تقویت کنم. این ترفند از جانب او بارها تکرار شد.»

  • انتخاب اصلح | قسمت سوم

    پای صحبت‌های دکتر عباسعلی کدخدایی، عضو حقوقدان شورای نگهبان، در خصوص نگاه مقام معظم رهبری در ارتباط با شرایط نمایندگان

  • انتخاب اصلح | قسمت دوم

    پای صحبت‌های دکتر عباسعلی کدخدایی، عضو حقوقدان شورای نگهبان، در خصوص نگاه مقام معظم رهبری در ارتباط با شرایط نمایندگان

  • انتخاب اصلح | قسمت اول

    پای صحبت‌های دکتر عباسعلی کدخدایی، عضو حقوقدان شورای نگهبان، در خصوص نگاه مقام معظم رهبری در ارتباط با شرایط نمایندگان

  • کرسی نمایندگی

    برگی از خاطرات

    کرسی نمایندگی

    27 بهمن ماه 1358 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در انتخابات نخستین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی اعلام نامزدی کردند. ایشان در این انتخابات از سوی چندین سازمان و گروه اسلامی مورد حمایت قرار گرفته و با کسب بیش از یک میلیون و چهارصد هزار رأی، از حوزه‌ی انتخابیه‌ی تهران وارد مجلس شدند. ایشان به عضویت کمیسیون امور دفاعی درآمده و به ریاست آن انتخاب شدند. در مدت ریاست ایشان، طرح‌ها، لوایح و موضوعات متعددی در کمیسیون امور دفاعی بررسی شد که از مهم‌ترین آنها می‌توان ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران، مسئله‌ی کردستان، مسائل مرزی، مسئله‌ی بلوچستان و سازماندهی نوین ارتش را نام برد. از مواضع مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دوره‌ی نمایندگی نیز می‌توان به صحبت‌های مهم و مستند ایشان در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر برای ریاست‌جمهوری اشاره کرد. آیت‌الله خامنه‌ای در جلسه‌ی بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس، چهارده دلیل برای عدم کفایت سیاسی او برشمردند از جمله: عدم احترام به نهادهای قانونی، استفاده از هر ابزاری در مقابله با مخالفان، راستگو نبودن، رعایت نکردن حیثیت جمهوری اسلامی در خارج از کشور، به‌کارگیری مشاوران بدنام و مشکوک، افشای اسرار اقتصادی کشور، ایجاد تشنج در کشور پیش از جنگ و حرکت به سمت قدرت مطلقه و استبداد. با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به مقام ریاست جمهوری در مهر ۱۳۶۰ ایشان قوه‌ی مقنّنه را ترک گفتند.

  • مسئله‌ی جمعیت در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای

    مسئله‌ی جمعیت در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای

    توضیحی ازدکتر فائزه عظیم زاده پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) درباره نگاه رهبر معظم انقلاب به مسئله جمعیت و جوانی و ازدیاد نسل

  • انتشار به مناسبت سالروز ولادت امام زمان (عج)

    انتشار به مناسبت سالروز ولادت امام زمان (عج)

    پنجره‌ای رو به آسمان قوام حیات معنوی انسان به تذکر و توسل و خشوع و ذکر است که در مساجد الهی، در جایگاه‌های عبادت، برای انسان فراهم است، مخصوصاً آن مراکز و مساجدی که نشانه‌ای از اولیاءالله در آنها هست. جایی که انسان می‌داند یا ظنّ به این دارد که مورد توجه اولیای الهی است، طبعاً معنویت آن مکان بیشتر است و مسجد مبارک جمکران جزو این گونه مراکزی است که توجه به خدای متعال و تذکر و خشوع و تضرع در آن برای انسان فراهم‌تر است. خوشبختانه امروز این مرکز مورد توجه مردم است؛ قدیم این‌جور رایج و متداول نبود. حاکمیت، حاکمیت فضای معنوی نبود. یکی از عیوب حاکمیت دستگاه‌های سیاسی غیردینی و غیرمعنوی همین غفلت است؛ مردم از ارزش‌هایی که دم دست آنها است و می‌توانند استفاده کنند، غافل می‌مانند. وقتی حاکمیتِ مسلط و محیط بر جامعه، یک حاکمیت معنوی و دینی بود، یک خاصیت طبیعی آن همین است که معنویات رواج پیدا می‌کند. این چیزی است که امروز اتفاق افتاده. نه اینکه امروز گناه نیست، آدم بد وجود ندارد یا آدم بی‌توجه و غافل وجود ندارد؛ چرا، لکن فرق است بین اینکه فضای عمومی جامعه، فضای معنوی باشد، معنویات به عنوان یک ارزش مطرح باشد در جامعه و اینکه معنویات به کلی مغفول یا ضدّارزش باشد. باید این فضا را قدر دانست. ۱۳۸۹/۰۸/۰۶

  • انتشار به مناسبت دیدار اسقف کاپوچی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

    برگی از خاطرات

    انتشار به مناسبت دیدار اسقف کاپوچی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

    اسقف کاپوچی، دانشمند و راهب مسیحی از حامیان فلسطین و دارای روابط خوب با جمهوری اسلامی بود و بارها از سوی رژیم صهیونیستی به تبعید و زندان محکوم شده بود. او در سال 1343 به عنوان اسقف قدس انتخاب شد. کاپوچی به خاطر مبارزه در جهت آزادی قدس، چهار سال زندانی، شکنجه و سپس تبعید شد. او که چند روزی بعد از ورود امام خمینی(ره) به کشور برای دیدار با ایشان به ایران آمد، این دیدار را این‌گونه روایت کرده است: از آمدن امام خمینی(س) به تهران، بیش از پانزده روز نگذشته بود که اجازه‌ی رسمی دیدار با ایشان را دریافت کردم. بعد از ورود به ایران به سوی منزل امام حرکت کردیم. ایشان مرا به گرمی در آغوش گرفت و روبوسی کرد. امام برای بیان عطوفت صادقانه‌اش به این آیه قرآن اشاره کرد: «مسیحیان را پرمحبت‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.» کاپوچی همچنین در روز ۵ اسفند ۱۳۶۰ با آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت ایران دیدار داشت.

  • ثابت قدم
  • نگران مسافران

    سرمشق؛

    نگران مسافران

    نگران مسافران بعد از دستگیری قرار شد سید به همراه دو مأمور به تهران منتقل شود. کوپه شش‌نفره بود. در آن کوپه، علاوه بر دو مأمور، سه مسافر عادی هم بودند. این دو مأمور سعی کردند در برابر مسافران وانمود کنند که ما سه نفر هم مسافرانی معمولی هستیم. آقا نقل می‌کند: «من نگران مسافران بودم که مبادا با من صحبت‌هایی بکنند که برایشان مشکل سیاسی درست شود. زیرا مردم معمولا شکوه و گلایه‌های خود را درباره‌ی اوضاع بدی که داشتند، با روحانیون در میان می‌گذاشتند. به همین جهت، با لبخند و چهره‌ای گشاده، رو به مسافران کردم و گفتم: این دو نفر مأمورند و من در بازداشت آنها هستم؛ می‌خواهند مرا در تهران به ساواک تحویل دهند.» مسافران که جا خورده بودند با نگاهی اندوهناک تا آخر سفر به سید چشم دوختند و غصه می‌خوردند.

  • بانی ارمنی

    سرمشق؛

    بانی ارمنی

    سید شب‌های ماه رمضان را در زندان سپری می‌کرد. او از این فرصت استفاده کرد و برای بقیه زندانیان جلسه‌ای راه انداخت. صحبت‌هایش مثل همیشه رنگ و بوی اجتماعی و سیاسی داشت. او درباره‌ی‌ ویژگی‌های حاکم اسلامی سخن می‌گفت و رژیم طاغوت را به طور غیرمستقیم محکوم می‌کرد. هرشب یکی از زندانی‌هایی که در جلسه‌ آقا حضور داشت‌، مسئولیت پرداخت هزینه‌ی چای و شکر را به عهده می‌گرفت. در آن زندان، یک ارمنی به نام «آوانسیان» هم بود. او یک بار به یکی از جلسات رمضانی نزدیک شد و از صحبت‌های سید خیلی خوشش آمد. آوانسیان چند شب بعد به آقا پیشنهاد داد که مسئولیت خرج جلسه‌ی بعدی را برعهده داشته باشد. آقا هم به او گفت: «با کمال میل!»

  • باطل کننده‌ی انحرافات

    باطل کننده‌ی انحرافات

    اسلام دوران امام سجاد، آن‌قدر تحریف و غلط درآن وارد کرده بودند که اگر معارف انحرافی آن روز را یک کتاب بکنیم، یک کتاب ضخیم خواهد شد. اینجاست که امام سجاد به دعا متوسل می‌شود. کمتر کتاب مدوّن حدیث را ما داریم که به‌قدر صحیفه‌ی سجادیه در آن معارف اسلامی باشد. ۱۳۶۵/۰۷/۰۴

  • انتشار به مناسبت روز جانباز

    خونی که در رگ ماست

    انتشار به مناسبت روز جانباز

    بیست‌ونهم شهریورماه 1394 بود. یک دیدار خاص با جانبازهای قطع نخاعی و بالای ۷۰ درصد. دسته‌ی ۴۹نفره‌ی جانبازهای قطع‌ نخاعی و بالای ۷۰درصد که هم‌زمان چشم‌ها و یک یا دو عضو بدن خود را از دست داده‌اند، مشتاقِ دیدارِ رهبرِ انقلاب هستند. آمدنِ آقا نزدیک است که یکی از جانبازان می‌گوید: «سلامتی بزرگ جانبازِ انقلاب صلوات». آقا واردِ حسینیه می‌شوند؛ می‌روند سراغِ اولین تخت که جانبازِ ۷۰درصد نخاعِ گردنی است. 28سال است که در این شرایط زندگی می‌کند و هنوز هم بشّاش و باروحیه است. جانباز بعدی هم بیشتر از ۲۸سال است که جانباز شده. آقا با او آذری صحبت می‌کنند: «زنجانلی سان؟!» آقا او را و همه را مثلِ هم، ممتد بوسه‌باران می‌کنند. بیشترشان برای دیدنِ آقا ذوق دارند و مثلِ باران می‌بارند. آقا از همسرهایشان می‌پرسند؛ از مادرها هم و از بچه‌ها. آقا در سخنرانی‌شان هم به این نکته اشاره می‌کنند: «این خانم‌هایی که به‌عنوان همسر، پذیرای رنج شما هستند به معنای واقعی کلمه ایثارگرند. رنج مریض‌داری از رنج مریضی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.» یکی‌شان می‌گوید: «کربلای ۵ نخاعی شدم و در عملیات بدر چشمم را از دست دادم». جانباز دیگری دو چشم و دو دست ندارد، می‌گوید که اگر باز هم سلامتی پیدا کند، از کشورش دفاع خواهد کرد. بعد از احوالپرسی و سخنرانی آقا، جانبازها، یکی بی‌دست، یکی فقط با یک دست، برخی هم با دو دست بریده شده، برخی‌شان نابینا، و اندکی هم با دو دست شعار می‌دهند: «خونی که در رگِ ماست، هدیه به رهبر ماست».

  • معرفت علوی

    معرفت علوی

    ارزش ابالفضل‌العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب، بدون این‌که شرعا و عرفان هیچ هیچ مانعی وجود داشته باشد. ۱۳۸۴/۰۵/۰۵

  • تاثیر ماندگار

    تاثیر ماندگار

    حسین‌بن‌علی با قیام خودش در مقابل آن وضعی که آن روز در جامعه‌ی اسلامی به وجود آمده بود، اثر گذاشت. کار بزرگ بود، اما بزرگ‌تر از آن، تاثیری است که در تاریخ به جا گذاشت. بر همه‌ی مسلمانان عالم معلوم شد هنگامی که قطار جامعه‌ی اسلامی از خط خارج شد علاج، این کاری است که امام حسین کرد. ۱۳۶۱/۰۸/۰۴

  • بیعت تاریخی | قسمت پنجم

    قصه مبارزه

    بیعت تاریخی | قسمت پنجم

    مسئله‌ی نوزدهم بهمن... فراتر از یادآوریِ یک خاطره‌ی شیرین است... حادثه‌ی نوزدهم بهمن، یک مضمون پرمغز و ماندگار است؛ یعنی این حادثه‌ای که اتّفاق افتاد و جوانهای نیروی هواییِ نظام پادشاهی پا شدند، آمدند با امام بیعت کردند، با آن وضوح، با آن شجاعت این یک معنایی دارد، یک مضمونی دارد، که آن مضمون را باید حفظ کرد؛ [ این‌] یک وظیفه‌ی انقلابی است. آن مضمون چیست؟ آن این است که انقلاب، یک سخن حق و پرجاذبه‌ای بود که توانست دلها را - دلهای بی‌غرض و مرض را، دلهای آگاه و روشن را - در هر نقطه‌ای از کشور که بودند به سمت خود جذب کند؛ حتّی در جایی مثل نیروی هوایی ارتش پادشاهی که نورچشمی و سوگلیِ دستگاه‌های حاکم آن روز، بلکه سوگلیِ آمریکا بود.۱۳۹۳/۱۱/۱۹

  • بیعت تاریخی | قسمت چهارم

    قصه مبارزه

    بیعت تاریخی | قسمت چهارم

    این حرکت روز نوزدهم بهمن سال ۵۷ از سوی نیروی هوایی، بلافاصله از سوی مردم پاسخ داده شد. ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ شب بیست‌ویکم بهمن نیروی هوایی به خاطر انتقام همین مسئله، مورد تهاجم تانکها قرار گرفت... من آن شب هم کاملاً یادم هست؛ جوانهای کشور در خیابانها، از جمله در خیابان ایران که ما آنجا بودیم، راه میرفتند و فریاد میزدند که «نیروی هوایی را دارند قتل‌عام میکنند، بریزید مردم، بیایید» و مانند اینها؛ و جوانها به کمک نیروی هوایی میرفتند. ۱۳۹۷/۱۱/۱۹ یک عدّه‌ای هم راه افتاده بودند در سطح شهر -آن بخشی که من بودم خیابان ایران بود، بقیّه‌ی جاها هم حتماً رفته بودند- و مردم را صدا میکردند و طلب میکردند که بیایید به نیروی هوایی کمک کنید؛ مردم هم می‌شتافتند و میرفتند و کمک میکردند. این هم یک نکته است؛ یعنی وقتی شما با مردمید، مردم پشت سر شما هستند. ۱۳۹۴/۱۱/۱۹

  • بیعت تاریخی | قسمت سوم

    قصه مبارزه

    بیعت تاریخی | قسمت سوم

    آن روزی که جوانهای نیروی هوائی آمدند مدرسه‌ی علوی و با امام بیعت کردند و یک سدی را شکستند، یک خطشکنی بزرگ سیاسی کردند، نه پُستی در انتظار آنها بود، نه مقامی، نه پولی، نه حتّی تحسینی؛ آنچه احتمالاً در انتظار آنها وجود داشت، تهدید بود و خطر. پس هیچ انگیزه‌ای جز انگیزه‌ی خدائی وجود نداشت. ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ جوانان نیروی هوایی - چه همافران، چه افسران و چه درجه‌داران - آن روز یک کار عاشورایی کردند. ۱۳۸۴/۱۱/۱۸

  • محور قیام

    برگی از خاطرات

    محور قیام

    با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، ۲۸ تیر۱۳۵۷ شماری از طلّاب حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد به ادامه‌ی تبعید آیت‌الله خامنه‌ای اعتراض و خواستار بازگشت ایشان به مشهد شدند. اما گسترش فعالیت‌های انقلابی و مردمی آیت‌الله خامنه‌ای برای ساماندهی مبارزات در ایرانشهر از یک سو، و محبوبیت و نفوذ روزافزون ایشان در میان اقشار مختلف مردم آن سامان از سوی دیگر، مقامات امنیتی را بر آن داشت تا محل تبعید ایشان را به جیرفت که در مقایسه با ایرانشهر دورافتاده‌تر و دارای محدودیت‌های بیشتری بود، تغییر دهند. با گسترش مبارزات مردمی و ناتوانی رژیم در مهار روند انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای در اول مهر ۱۳۵۷ از جیرفت به مشهد بازگشتند. فعالیت‌های مبارزاتی آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد در مدت کوتاه شتاب گرفت و ایشان به همراه آقایان واعظ طبسی، هاشمی‌نژاد و کامیاب، ضمن سازماندهی حرکت‌ها و تظاهرات مردمی، سخنرانی‌های افشاگرانه‌ای را در اجتماعات مردم مشهد ایراد کردند. همچنین آیت‌الله خامنه‌ای در آخرین روزهای آبان همراه با سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد با عزیمت به شهرستان‌های قوچان، شیروان و بجنورد و برپایی جلسات سخنرانی به تقویت جریان انقلاب در دیگر شهرهای خراسان پرداختند.

  • بیعت تاریخی | قسمت دوم

    قصه مبارزه

    بیعت تاریخی | قسمت دوم

    کاری کردند که آخرین ضربه را بر پیکر محتضر رژیم طاغوت وارد کرد. ۱۳۸۶/۱۱/۱۹ بنده آنجا بودم؛ در خیابان ایران که اینها داشتند می‌آمدند به طرف مدرسه‌ی محلّ سکونت امام، همین‌طور گروه‌گروه -مثل گروهان‌گروهان- پشت سر هم حرکت میکردند و شعار میدادند و کارتهای شناسایی‌شان را بالای دستشان گرفته بودند؛ خیلی حادثه‌ی عجیبی بود... هیچ انتظارش را نداشتند. ما هم انتظارش را نداشتیم، یعنی انقلابیّون و مؤمنین هم در این طرف صف، چنین انتظاری نداشتند. این درواقع رزق لایُحتسب بود: وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا ٭ وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب. ۱۳۹۵/۱۱/۱۹

  • بیعت تاریخی | قسمت اول

    قصه مبارزه

    بیعت تاریخی | قسمت اول

    حادثه‌ی نوزدهم بهمن در سال ۵۷، یک حادثه‌ی تعیین‌کننده بود. نیروی هوایی در دوران رژیم طاغوت، درواقع نزدیک‌ترینِ بخشهای ارتش آن روز به دستگاه طاغوت و به نظام سیاسی وابسته‌ی به آمریکا بود. هیچ‌کدام از بخشهای دیگر ارتش آن روز، به قدر نیروی هوایی مورد اعتماد و اطمینان و امید رژیم طاغوت نبودند. درست از همین بخش، رژیم طاغوت یک ضربه‌ی سهمگین خورد... ناگهان جمعی از کارکنان همین ارتش -آن هم از آن بخش حسّاس نیروی هوایی که این‌قدر مورد اعتماد آنها بود- بیایند با امام انقلاب، با رهبر انقلاب بیعت کنند؛ نه مخفیانه، [بلکه] روز روشن، آشکارا و با بلند کردن کارتهای شناسایی روی دستشان! ۱۳۹۵/۱۱/۱۹

  • عیدحقیقی

    عیدحقیقی

    عید مبعث عید برانگیختگی برای زدودن رنج های بشر است؛بنابر این حقیقتا عید است.بندگی غیر خدا ، ظلم و بی عدالتی ،شکاف میان طبقات مردم ، زورگویی زورگویان ؛ این چیز ها با انگیزه های فاسد قدرتمندان زورگو همواره بر بشر تحمیل شده است ؛ بعثت برای زدودن این رنج هاست. ۱۳۹۵/۰۲/۱۶

  • دیدار محبوب | قسمت پنجم

    قصه مبارزه

    دیدار محبوب | قسمت پنجم

    فردا شبش بود ظاهراً، یا یکی دو شب بود که آن مدرسه‌ی علوی بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقیه‌ی برادرانی که عضو شورای انقلاب بودیم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود دیدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن می‌خوانند. حالا کِی است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهایی که شماها لابد یادتان هست در خیابان ایران و آن محوطه‌ی اطراف چه خبر بود از جمعیت و ولوله‌ی جمعیت. امام مراجعات به او شده، آمده‌اند، رفته‌اند... مرتب مشغول بود امام... در همه‌ی این غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ایشان نشسته بودند در یک اتاق تنها انگار که در این دنیا هیچ خبری نیست قرآن را باز کرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. یعنی امام یک روز هم قرآن خواندن یادشان نمی‌رفت؛ مرتب قرآن می‌خواند. ببینید این دل با قرآن آشناست که این‌جوری است. 1360/11/09

  • دیدار محبوب | قسمت چهارم

    قصه مبارزه

    دیدار محبوب | قسمت چهارم

    پانزده سال بود، از وقتی که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهای متعدّد - شاید حدود بیست، سی نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خسته‌اند. برای ایشان در طبقه بالا اتاقی معیّن شده بود... نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پای پله‌ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه می‌کردیم. روی پله‌ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمی‌آید که این بیست، سی نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روی پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند... «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند. ۱۳۷۶/۱۱/۱۴

  • انقلاب مشهد و مبارزات خیابانی

    سرگذشت پیروزی | قسمت چهارم

    انقلاب مشهد و مبارزات خیابانی

    انتشار برای نخستین بار | سرگذشت پیروزی، مستندی کوتاه در خصوص وقایع انقلاب مشهد از زبان مبارزین و همراهان حضرت آیت الله خامنه‌ای ؛ انقلاب مشهد و مبارزات خیابانی

  • تحصن در بیمارستان امام رضا

    سرگذشت پیروزی | قسمت سوم

    تحصن در بیمارستان امام رضا

    انتشار برای نخستین بار | سرگذشت پیروزی، مستندی کوتاه در خصوص وقایع انقلاب مشهد از زبان مبارزین و همراهان حضرت آیت الله خامنه‌ای ؛ تحصن در بیمارستان امام رضا( علیه‌السلام)

  • نهضت انقلاب در مشهد

    سرگذشت پیروزی | قسمت دوم

    نهضت انقلاب در مشهد

    انتشار برای نخستین بار | سرگذشت پیروزی، مستندی کوتاه در خصوص وقایع انقلاب مشهد از زبان مبارزین و همراهان حضرت آیت الله خامنه‌ای ؛ نهضت انقلاب در مشهد

  • مایه ی آرامش

    سرمشق؛

    مایه ی آرامش

    مسیر پر پیچ و خم مبارزه، تبلیغ و تحصیل، بدون یک یار همراه، تقریبا غیرممکن بود...

  • مرهمی بر زخم سیل زدگان

    سرمشق؛

    مرهمی بر زخم سیل زدگان

    خاطره‌ای از سیل دوران تبعید رهبر معظّم انقلاب به ایرانشهر و تلاش برای کمک به سیل‌زدگان